برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

66741

کامیون دوموتوره آمریکایی؛ کامیونی که می‌خواست جای کشنده و تریلر را هم‌زمان بگیرد!

تاریخ خبر
کامیون دوموتوره آمریکایی؛ کامیونی که می‌خواست جای کشنده و تریلر را هم‌زمان بگیرد!

در دنیای کامیون‌های سنگین، بیشتر کشنده‌ها سال‌هاست با یک فرمول ثابت یک کابین، یک پیشرانه دیزلی قدرتمند و یک تریلر برای حمل بارهای سنگین شناخته می‌شوند. اما در سال ۱۹۴۵، شرکت آیزنهاور در آمریکا تصمیم گرفت این الگوی آشنا را کاملاً تغییر دهد. نتیجه، ساخت کامیونی عجیب با دو پیشرانه، پنج محور و چهارچرخ فرمان‌پذیر در جلو بود؛ کامیون ۱۰٫۶ متری که قرار بود تریلرهای سنتی را کنار بزند و بار را در یک شاسی یک‌تکه جابه‌جا کند. در ادامه، جزئیات این کامیون دوموتوره آمریکایی و سرنوشت آن را می‌خوانید.

داستان کامیون دوموتوره آمریکایی با پنج محور

مفهوم یدک کشیدن تریلر باربری، سابقه‌ای بیش از یک قرن دارد. در سال ۱۸۹۶، الکساندر وینتون با ساخت درشکه‌ای مجهز به موتور تک سیلندر، از پیشگامان خودروهای درون‌سوز شد. او دو سال بعد برای کاهش استهلاک خودروها، کفی ویژه‌ای روی بخش عقب یک خودروی مسافرتی طراحی کرد تا خودرو روی آن قرار گیرد؛ ایده‌ای که بعدها به شکل ابتدایی تریلرهای امروزی شناخته شد. اما قوانین سخت‌گیرانه درباره طول و وزن کامیون‌ها، این مسیر را با محدودیت روبه‌رو کرد.

در چنین شرایطی، شرکت آیزنهاور در اوهایو که ابتدا در دوران جنگ جهانی دوم چرخ زنجیر تانک تراش می‌داد و پس از جنگ به ساخت قطعات ماشین لباسشویی و جک خودرو روی آورده بود، به دنبال راهی تازه برای حمل بار رفت. لی آیزنهاور با بررسی مشکلات تریلرهای سنتی، به‌ویژه خطر قیچی کردن در دنده‌عقب، به این نتیجه رسید که راه‌حل، حذف کامل تریلر است.

مشخصات فنی کامیون دوموتوره آیزنهاور

بر همین اساس، نخستین نمونه در سال ۱۹۴۵ با استفاده از قطعات دو کامیون ۱٫۵ تنی شورلت ساخته شد. این کامیون پنج‌محوره به دو پیشرانه شش سیلندر خطی ۳٫۸ لیتری مجهز بود که هرکدام ۸۳ اسب بخار قدرت داشتند. یکی از موتورها زیر کاپوت و دیگری زیر کابین قرار گرفته بود. از سه محور عقب، محور جلویی با موتور اول و محور عقبی با موتور دوم حرکت می‌کرد. راننده می‌توانست با یک پدال هماهنگ‌کننده، سرعت دو موتور را تنظیم کند و در زمان خالی بودن کامیون، یکی از موتورها را خاموش نگه دارد تا مصرف سوخت کمتر شود.

این کامیون با وزن ناخالص ۱۸ تن، به سیستم ترمز پنیوماتیک-هیدرولیکی و ۱۰ ترمز مجزا روی چرخ‌ها مجهز بود و چهارچرخ فرمان‌پذیر در جلو، امکان مانور در فضاهای تنگ را فراهم می‌کرد. با این حال، آیزنهاور در فروش نسخه غیرنظامی موفق نشد. بعدها در سال ۱۹۵۵ نسخه دوم با دو پیشرانه ۴٫۹ لیتری جی‌ام‌سی و دو گیربکس اتوماتیک ساخته شد و تنها شش دستگاه از آن تولید شد.

در مارس ۱۹۵۷ نیز نسخه تانکر با نام X-۲ برای آزمایش به ارتش آمریکا تحویل داده شد. این تانکر با ظرفیت ۲۳ هزار لیتر و توان حمل ۱۶٫۸ تن بار، در نگاه اول گزینه‌ای جالب به نظر می‌رسید. حتی امکان حرکت با یک موتور در صورت خرابی موتور دیگر هم از مزیت‌های آن بود. اما ارتش پس از آزمایش‌های گسترده اعلام کرد که این کامیون در سیستم تعلیق دچار مشکل پایداری و مانورپذیری است و توانایی آفرود آن تقریباً صفر است.

در نهایت، نبود حمایت مالی ارتش و هزینه‌های بالای رفع ایرادها، پروژه را متوقف کرد. این تجربه نشان داد که هرچند ایده حذف تریلر در ظاهر جذاب بود، اما جدا بودن کشنده از تریلر همچنان مزایای مهمی مانند مانور بهتر، انعطاف‌پذیری بالا و امکان اتصال به انواع باربرها را دارد. به همین دلیل، کامیون‌های یک‌تکه بزرگ امروز هم همچنان به یک پیشرانه واحد و ساختار ثابت وفادار مانده‌اند و طرح چندمحوری فرمان‌پذیر، فقط در خودروهای خاصی مثل جرثقیل‌های غول‌پیکر و میکسرهای بتن دیده می‌شود.

نظر شما دربارۀ کامیون دوموتوره آمریکایی چیست؟

به نظرتان حذف تریلر و ساخت چنین کامیونی اشتباه مهندسی بود؟ یا ایده ای که چند دهه زودتر از زمان خودش مطرح شد؟! نظرات خود را برای ما و دیگر مخاطبان باکامیون کامنت کنید.  

4 از 6 رای

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به باکامیون می باشد.